
صفحه اول
ارتباط با من
بايـگانـي مطـالـب
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
پشتيباني قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا چه قد حالم بده وایسادم یه عالم گریه کردم
هر دفعه میرم و اون سایت خاطرات زایمان رو میخونم حالم بد میشه
اما امروز فرق میکنه
خاطره کسی رو نوشته بود که دقیقا دو روز بعد من زایمان کرده بود اسم بچه هاش رو همون اسمهایی انتخاب کرده بود که قرار بود من برا پسرام بزام
یا ابوالفضل این همه نذرت کردم حتی نذرت کردم اسمشونو عوض کنم اسم تو رو روش بذارم
نذر گوسفند کردم
همه نذر کرده بودن فک کنم نذر همه رو جمع میکردی به 100 تا گوسفند میرسید
یا فاطمه زهرا تو چرا
من تو رو به سینه پر شیرم قسم ت دادم
تو رو به درد سینه ام قسم ت دادم
یعنی تو این همه آدم یکی نبود نذرش برآورده شه
خدایا من گله دارم
من شاکیم
برگهای زرد پاییزی با کمترین وزش باد پاییزی از شاخه هاشون جدا میشن و به زمین میافتن شاید ترس از سرمای استخون سوز زمستونه که باعث میشه اونا رها شن
میشه استغفار من همون باد پاییزی واسه گناهام باشه
قالب قبلیم درس شد برگشتم به قالب قبلیم


دیروز رفتم سونوی روز 13 ام
وای اگه بدونین همه آدمهایی که اومده بودن تو رده سنس 35 تا 40 بودن
نتیجه سونوم این بود
اولش گفت که دو تا 11 میلمتری
بعد چند لحظه
مایع مشاهده میشه شاید ترکیده
کی ن زدی کی داشتی
دیشب
آفرین
امشب هم داشته باش
فقط تونستم بپرسم که هفته بعد میتونم مسافرت برم یا نه؟
گذاشت و رفت تو یه اتاق دیگه پیش یه مریض دیگه
حالا من موندم و یه عالمه سوال
ترکیدنش یعنی چی
اگه کسی میدونه منو راهنمایی کنه
با این شرایط این ماه هم چشمم آب نمیخوره
قالبم پریده مجبور شدم عوضش کنم
شیوا و تی تی هر چه زودتر خودتون رو به مدیریت پادگان یعنی من
معرفی کنین
آدم مگه همینجوری میزاره و میره پس نگرانی دوستاش چی![]()
آزمودم زندگي دشت غم است
شادي اش اندوه و دشتش ماتم است
عمر کوته آرزو هاي دراز
کارها بسيار و فرصتها کم است
اين متن اس ام اسي بود که اييم واسه شوشو سند کرده بود و بعدش اين شوشو موبايل منو برداشته بود تا يه اس ام اس پيدا کنه بفرسته تو موبايل خودش و از اونجا واسه داي جانم سندش کنه اونم چه اس ام اس هايي واسه هم ميفرستن همش بي ادبي
اونم اين اس ام اسو واسه داييم فرستاد
برنامه هر شب سيما :
هر شب بعد از ترانه مادري
ت ل م ب ه پدري
کلي خنديديم خوابيديم غافل از همه جا
تا اينکه مامانم زنگيد و گفت که زندايي سابقم فوت کرده
نميدونم داييم هنوز دوسش داشت
متن اس ام اسش اينو نشون ميده
اونا الان 3 سالي بود که جدا زندگي ميکردن و حدود 1 سالي ميشد که از هم جدا شده بودن
داييم سرگرد آگهيه همه چيز رو گذاشت و از جنوب انتقالي گرفت و اومد شمال
زندايي سابقم
خدا بيامرزدش ولي خب
نميخوام حالا که مرده پشت سرش بگم ولي داييم همه چيز زندگيشم گذاشت خونه و و سايلا رو و اومد
بيشتر شبيه فرار کردن بود
دلم براش سوخت 43 سال زندگي بي نتيجه و آخرش يه سکته از زنذگي خيري نبرد فقط دنبال پول بود تازگيها يه آپارتمان ديگه هم واسه خودش خريده بود
در عوض دايیم دوباره زندگي رو از زير صفر شروع کرده
برادر زندایی سابقم گفته نمیدونیم در حق داریوش چی کار کردیم که تو این یه ساله اینقده بلا سرمون اومده
مامانشون فوت کرده اون یکی خواهرش هم یه سکته کرده
این خواهرشم که اینجوری
پ ن: من ختم قرآن رو از اول ماه رمضون شروع کردم خداکنه خدا به من توفیق ختمش رو بده
پ ن 2:به علت رنگ آمیزی خونه مامان اینا و نابسامان بودن اوضاع خونه داداشم یه هفته دیگر مهمون ماست
تو پایگاه انتقال خون: فک کن حدود 7-8 نفر خانم دور یه میز نشستن و هر هر و کر کر شون همه ساختمون رو بر داشته میخوان ما رو دوباره رد کنن ولی تا دوباره به هرهر و کرکر شان برسن ولی ما همچنان مصر به خون دادنیم در نتیجه مجبور میشن هر کدوم به محل خودش مراجعه کنه یعنی پذیرش به و دکترها به اتاق خودشون مراجعه کنن و شو شو بعد چند تا سوال و جواب و مطالعه یه فرم کلی بازخواست و جواب دادن به چند تا سوال عین مجرمان که چک شود کارت شناسایی مال خود ایشان است یا نه بالاخره موفق میشوند تا روی اون تخت مخصوص خون دادن بنشینندو دراز بکشن من هم به زور و بلا خودمو میندازم تو سالن و زود رو صندلی میشینم دلم نمیخواد شو شو م تنها باشه درست ۴/۱خونی رو که تو کیسه جمع میشه باید بره تو سه تا لوله تا آزمایشات روش انجام بگیره
تو ذهنم یه فکرایی میگذره اگه یکی مثلا زیر یه سال روابط مشکوک و در معرض ابتلا به ایدز باشه و نخواد اعلام کنه با توجه به اینکه این بیماری تا یه سال حالت نهفته داره و ازمایشات نشونش نمیدن وای چه فاجعه ای میشه
یک توصیه تا حد امکان از پذیرفتن خون امتناع کنین...........
مواد داخل بادمجوناو گوجه فرنگی ها
250 گرم مغز گردو مولینکس شده
رب انار1 قاشق غذا خوری
آب نصف لیوان
سبزیهای معطر (بیشترش ریحون و نعنا باشه250 گرم)
پیاز مولینکس شده 1 عدد بزرگ
طرز تهیه مواد داخل بادمجونا رو باهم مخلوط و بعد اینکه آبش به طور کامل کشیده شد تفت میدیم و داخل بادمجونا و گوجه ها رو باهاش پر کرده و یه نیم ساعتی رو حرارت ملایم میذاریم یه کم هم روغن میریزیم
من از طعم فلفل دلمه خوشم میاد تو مرحله اخر موقع دم پخت شدن روش حلقهای میذارم البته اصل غذا( بادمجان کباب ) بدون فلفل دلمه است
پ ن:البته من چون شوشوم دوس نداره داخل گوجه فرنگی هارو پر نکردم
یه چیز دیگه من مواد داخل بادمجونا رو آماده همیشه تو فریزر دارم تازه گاهی اوقات بامجون سرخ شده رو هم با مواد داخلش فریز میکنم واسه روزایی که حال غذا درس کردن رو ندارم البته جدا جدا اول فریز میکنم بعد تو نایلکس میذارم تا به هم نچسبن اینجوری الان اینو از فریز در آوردم

مواد داخلشو عمه شوشو بهم داده چه عمه هایی
یه کمی عمه های من یاد بگیرن

البته شوشو زنگ زد ساعت 3 که ناهار مهمون دارن میرن بیرون تا به اون سازمانیها ناهار بدن و من یه کم ازش خوردم بقیه اش هم موند واسه امروز ناهار